با سلام
دوستاني كه داراي وب سايت هستند و اين وب سايت را از شركت هاي ارائه دهنده Host و Domain گرفتند، به خوبي مطلع هستند كه يك شركت قابل اطمينان به چه ميزان با ارزش هست. شخصا طي 8 سالي كه وب سايتم را توسط شركت فنآوري اطلاعات مهتاب به آدرس www.mitgroup.ir به ثبت رسانده و هاست تهيه كردم، از نحوه پشتيباني و سرويس دهي مسئولين اين شركت احساس رضايتمندي خوبي داشته و لازم دونستم كه طي اين پست كوتاه، از آنها و بالاخص آقاي نوروزي كمال تشكر را داشته باشم..
موفق باشيد
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
همانطور كه احتمالا در جريان هستيد، بانك پارسيان توسط فراخوان عمومي، از كليه مشتريان كارت هاي نقدي خود درخواست كرده كه جهت تعويض اين كارت ها اقدام كنند. تغيير مجدد نرم افزار اين بانك (اينبار به سيستم نگين) به گونه اي بوده كه بانكي خصوصي و پيشگام، به دليل ضعف در سياستهاي كلان و چشم انداز توسعه، ده ها هزار مشتري را به شعبات خود كشانيده است. اين در صورتي است كه تغيير كارت هاي نقدي هيچ مزايايي را براي مشتري به همراه نداشته و تنها به عملكرد درون سازماني بانك پارسيان بهبود مييابد.
بنده به شخصه چنين حركت نادري را در هيچ جاي دنيا نديده و نشنيده ام. لازم به ذكر است كه با اين تغيير، شماره حساب هاي 13 رقمي حساب ها به 19 رقم افزايش يافته تا علاوه بر دشواري مشتريان در به خاطر سپردن اين تعداد ارقام ، مشتريان را مجبور نمايد تا به تمامي دوستان، همكاران، اقوام ، مشتريان و غيره تماس گرفته و شماره جديد را اعلام نمايند، زيرا شماره حساب 13 رقمي قبلي با وجود ادغام شدن در شماره جديد، خود به تنهايي هيچ كاربردي ندارد. اميدوارم كه تغييرات جديد به گونه اي با اهداف بلند مدت سازگار شده باشد تا مجددا شاهد چنين عملكردهايي در سطح ملي نباشيم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
اصطلاح اتاق فكر كه با نامهاي مختلفي همچون اتاق گفتگو، كانون فكر، كارخانه فكر و يا Think Tank در محافل علمي، دانشگاهي، دولتي، خصوصي و ... شناخته شده، بحث چندان جديدي نيست. ماهيت كلي آن اين است كه عدهاي از متخصصين دور هم جمع شده و بر روي مشكل خاص يك نهاد، سازمان، شركت، جامعه و .. فكر كرده و ايدههاي خود را بر اساس تجربيات، تخصص و خلاقيت فكري، به جهت رفع آن مشكل مطرح نمايند. مسلما ماحصل اين تبادل عقايد و تجربيات و تلفيق آن، نتايج خوشايندي به همراه خواهد داشت.
به عنوان مثال هيچ شخصي اعتقاد ندارد كه تصميمي كه ماحصل تفكر 10 نفر متخصص بوده، با ارزشتر از تصميم تفكر 50 نفر متخصص ميباشد. به هر حال افراد با سطوح تفكري متفاوت، بعضا به گونهاي به نكات ريز و مخفي اشاره ميكنند كه موجب تغيير جهت تصميمهاي گرفته شده خواهد شد. به عنوان نمونه در سازمانهاي كشورمان طرحهاي كلان و پرهزينهاي داشتهايم كه پس از تاييد و اجرا، با نظرات موشكافانه عدهاي منتقد و تحليلگر غيروابسته، با تغييرات كلي مواجه شدهاند.
تشكيل ميزگردهاي علمي، سمينارها و همايشهاي تخصصي در زمينههاي مختلف، همواره نمادي از اتاقهاي فكر با ديدگاه سنتي ميباشد. البته اتاق افكار جديدتر الكترونيكي با عناوين: Forum (انجمن) ، نظرسنجي، مديريت دانش، بخش پيشنهادات و انتقادات در محيط هاي مجازي و ... هميشه به مسئله تبادل نظر و عقيده كمك ميكند. شخصا اعتقاد دارم كه نوآوري و خلاقيت فكري برگرفته از شركت كردن مداوم در مباحث اين اتاقها بوده و افراد جامعه، سازمانها و مراكز، ميبايست از آن به عنوان مهمترين ابزار پيش نياز، جهت رسيدن به تصميمهاي بنيادين و متحول كننده استفاده نمايند. از آنجايي كه اتاقهاي فكر سنتي با محدوديت بسياري مواجه هستند، اينگونه به نظر ميرسد كه ميبايست با بهرهگيري از ابزارهاي فناوري اطلاعات، آن را به نحوي متفكرانه و سنجيده، به اتاق فكر مدرن و مشاركتي تبديل نمود.
www.fekrinejat.com
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
فقط خواستم بگم كه ويندوز Vista را به عنوان يك Platform قابل اطمينان و پايدار، جدي نگيريد. روي صحبتم با كاربراني هست كه تشنه بروزرساني هستند. به نظر من اين ويندوز در يكي از تصميمات عجولانه مايكروسافت براي كسب درآمد بيشتر اتخاذ شده و هنوز مشكلات ناسازگاري (Compatiblity) با نرم افزار و درايورهاي سخت افزاري Vendor هاي مختلف داره و در واقع نيم پز هست.. البته فعلا ارزش تجربه كردن بصورت Dual-Boot و استفاده به عنوان اسباب بازي (در اوقات فراغت) را برايتان خواهد داشت ولي اين به اين معني نيست كه كارهاي حرفهاي خود را به آن انتقال دهيد. فعلا منتظر باشيد تا موشهاي آزمايشگاهي مايكروسافت، Bug را پيدا كرده و اين شركت SP ها و BugFix هاي خود را يكي پس از ديگري ارائه كند تا اين دستپخت مايكروسافت نيز كمي جا بيافته.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
پيشاپيش فرا رسيدن عيد و سال نو را به همه عزيزان هموطن خودم در هر جاي دنيا كه باشند، تبريك ميگم و آرزوي بهترين ها را برايتان دارم. اميدوارم در سال جديد با كوشش و تلاش مضاعف، بر مشكلاتمون غلبه كنيم، درهاي جديدي از رحمت الهي به رومون باز بشه و هميشه شكرگزار و قانع به داشته هامون (هر چند ناچيز) باشيم. حق الناس رو هميشه رعايت كنيم و به ديگران تا اونجايي كه ميتونيم كمك كنيم.
چهارشنبه سوري امسال هم اميدوارم براي كسي مشكل ساز نشده باشه. جالب اينجا بود كه شهرداري با تبليغات و پارچه نوشته هاي داخل شهر، قصد بر ترويج فرهنگ قديمي چهارشنبه سوري را داشت. اين رسوم عبارتند از :
از روي آتش پريدن - فال گوش وايسادن - قاشق زني - كوزه شكني
فال گوش وايسادن اينجوري بوده كه يك نفر در دلش نيت ميكرده و به صحبت دو نفر گوش ميكرده، احساسي كه از اون صحبت به شخص دست ميداده (خوب يا بد)، پاسخي به نيتش بوده .. در مورد كوزه شكني هم اينجوري بوده كه از بالا پشت بام كوزه ها را توي كوچه و خيابان ول ميكردند كه هر چي بدي سال گذشته است از خانه خارج شود (نوع سنتي پرتاب نارنجك و ترقه زني) .. زمان خيلي دورتر هم اينجوري رسم بوده كه وقتي آتش بازي چهارشنبه سوري تموم ميشده، اگه تو اون خونه دختر دم بخت داشته باشن، دختر مجبور ميشه كل خاكستر به جا مانده رو با جارو و خاك انداز جمع كنه و بقيه افراد خونه، دختر و خاكسترها و جارو را از خونه با هم بيرون ميكردند كه بلكه بخت دخترك باز بشه .. ما از اين خرافات بعضا جالب و خنده دار تو همه فرهنگ هاي دنيا مثل چيني ها، ايتالياييها، هنديها و .. داريم.
ولي باز هم شنيدن و ديدن اين خرافات را هزاران بار به ديدن دست و پاي سوخته، صداهاي دلخراش نارنجك و ترقه، چشم هاي نابينا شده و ... ترجيح ميدهم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
در مورد سيستمها و نرمافزارهاي CRM (مديريت ارتباط با مشتري)، ERP (مديريت منابع سازماني) و KM (مديريت دانش) باهاتون كمي صحبت دارم ولي قبل از هر چيز ابتدا اين مقاله (هشدار به شركتهاي ايراني متقاضي استقرار و نرم افزار CRM) را مطالعه كنيد و سپس بقيه مطلب را بخوانيد.
تو چند ساله اخير، مباحث ERP ، CRM و KM در محافل علمي متخصصين رشتههاي مديريت، صنايع و كامپيوتر مطرح شده تا مكانيزمي به جهت ايجاد افزايش سود سازماني، بهرهوري و مديريت منابع و عناصر (مانند مشتري، مدير، كارمند و ...) توليد شود. امروزه متخصصين تمامي رشتههاي علمي هر يك به نوعي خود را به رشتههاي كامپيوتر، پزشكي، زبانهاي خارجي و غيره پيوند ميزنند، كه البته حركت بسيار خوبي است و باعث گسترش همكاري متخصصين مختلف خواهد شد.
با مطرح شدن مباحث ERP ، CRM و KM در جامعه، اين تفكر به كارفرمايان و مديران القاء شده كه اگر از اين سيستمها استفاده نكنند، فرصت طلايي به جهت كسب موقعيتها، ارتقاء سازماني و سود كلان را از دست دادهاند. بنابراين كارفرمايان از هر صنفي (خشكشويي، رستوران ، بقالي، تعميرگاه و حتي بخشهاي دولتي) به صورت شتابزده و بدون رعايت مسائل اصولي، براي استقرار اين سيستمها، هزينههاي قابل توجهي را صرف كرده و در اكثر مواقع به نتيجه دلخواه نميرسند.
واقعيت اين است كه اين مباحث، در خارج از كشور به بلوغ خود رسيده ولي در ايران همانند نطفهاي در شكم مادر است كه حتي متولد هم نشده كه به فكر بلوغ آن باشيم. استقرار اين سيستمها كاملا زمانبر بوده و با فرهنگ موجود در كشورمان، تا حدود زيادي محكوم به شكست است. مقاومتهاي بي مورد مديران در مقابل تغيير و تحول از يك طرف و كم كاري كاركنان از طرف ديگر، از موانع سر راه است. خيلي از مديران هم به دليل عدم شناخت كافي اوليه از اين سيستمها و عدم شناخت نيازهاي مجموعه خود، تقاضايي را عنوان كرده و هزينههاي هنگفتي براي استقرار نيروي انساني و نرمافزار مطرح ميكنند، اما پس از مشاهده نتيجه كار، اعتقاد دارند كه مجموعه MS Office و مطالعه برخي كتب و مقالات مربوطه، كارشان را راه ميانداخته و نيازي به اين مسائل نداشتهاند.
در بسياري مواقع، خود شركتهاي مدعي استقرار اين سيستمها هنوز يك مدل بهينه و نهايي شده را مشاهده نكردهاند. البته به شخصه اندك (كمتر از تعداد انگشتان يك دست) شركتهاي ايراني موفق در اين زمينه ميشناسم كه كار را بطور جدي و با تحقيق و پژوهش و بطور آكادميك انجام ميدهند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
مقالهاي در رابطه با مخفيسازي يك متن در دل يك تصوير، در ويژه نامه نوروز 87 ماهنامه دانش و كامپيوتر چاپ خواهد شد. اين مقاله به همراه نرمافزار دستنويس همراه و سورس كد مربوطه (قابل دانلود) بوده و شما را با زباني ساده و گويا با برخي مسائل كاربردي و مطرح نشده IT آشنا ميسازد. فقط تا همين اندازه بدانيد كه در گذشته از اين روش براي تبادل اطلاعات جاسوسان در داخل ايالات متحده استفاده ميشده و يكي از متدهاي كنترلي حال حاضر سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا جهت كنترل محتواي ايميلها (طرح بوش) ميباشد. علاوه بر اينكه اين مقاله به عنوان عيدي به خوانندگان و مشتركين اين ماهنامه تقديم ميشود، مطالعه آن را به كاربران ديگر (از سطح مبتدي تا پيشرفته) نيز پيشنهاد ميكنم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
مشكل اصلي همه ما اينه كه فكر ميكنيم هر كسي به اندازه مدرك تحصيليش سواد و اطلاعات داره .. خب البته اين بخاطر ترويج تفكر مدرك گرايي از گذشته تا به امروز رواج پيدا كرده كه به عقيده من چندان صحيح نيست. به عنوان مثال شخصي را در نظر بگيريد كه مدرك تحصيلي دكتراي خودش را در رشته مديريت يا روانشناسي، حدود 20 سال گذشته از يك دانشگاه معتبر دولتي دريافت كرده و در طول زندگي خودش به دليل مشكلات خانوادگي، مشغله زندگي و دل مشغوليهاي امروزي فرصت به روز كردن اطلاعات خودش را نداشته و نسبت به دكترهاي ديگه Update نيست. خب در اين شرايط، حتي ممكنه اطلاعات قبلي خودش را به مرور زمان كاملا فراموش كنه و ديگه در سطح ليسانس هم دانش كارآمد و مفيد نداشته باشه. مطمئنا در اين وضعيت هيچ مرجعي به اين آقاي دكتر نميگويد كه چون شما دانش روز نداريد و DownGrade شدهاي پس مدرك دكتراي خودتون را پس بدين و به جاش مدرك فوق ليسانس به شما اعطا ميكنيم و هر وقت اطلاعاتتون به روز شد دوباره امتحان ميگيريم و مدرك دكتراتون رو برميگردونيم. بنابراين اين آقاي دكتر كمسواد متاسفانه به سطوح بالاتر ميرسه و اونجا هست كه وقتي يك ليسانسه هم رشتهاي، از وي ايراد ميگيره واقعا جاي بسي ناراحتي براي آن آقاي دكتر داره و از اونجايي كه بر اثر كهولت سن ديگه حال و حوصله درس خواندن و به روز شدن در وي پديدار نميشه، اينجاست كه ميبينيم تو سيستم، مشكلاتي به وجود آمده و ما روز و شب به اين فكر ميكنيم كه آخه مشكل كجاست ؟
البته اين آقاي دكتر و پست مديريتي مثال فوق، تنها يك مثال نمادين هست از هزاران هزار وضعيت مشابه. به طور كل من اعتقاد دارم كه نهادي بايد وجود داشته باشه كه هموجوري كه مدرك رو بالا ميبره (مثلا از فوق ليسانس به دكترا) ، مدرك رو هم با توجه به كاهش توان علمي اشخاص پائين بياره (مثلا از ليسانس به ديپلم) و اونوقته كه ميتونيم با افتخار بگيم دانش و اطلاعات همه افراد جامعه كاملا به روز ميباشد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
متاسفانه همه ما هميشه ، همه چيز رو به صورت صفر و يك ميبينيم. صبر كنيد، اينبار منظورم صفر و يك كامپيوتر نيست بلكه منظورم چيز ديگه ايه. به عنوان مثال ما هر چيزي را به دو دسته خوب و بد، مثبت و منفي، دارا و ندار و غيره ميبينيم. مثلا هميشه انتظار داريم كه يك مهندس يا دكتر، انسان با ادب و فرهيختهاي هم باشد و يا اينكه از يك انسان بيادب انتظار نداريم كه درس هم خوانده باشد. اگر روزي به ما بگويند معتادي وجود دارد كه انسان بسيار خير و اهل كمالات است، دوتا شاخ روي سرمان سبز شده و با خودمون به بررسي و تجزيه و تحليل ميپردازيم كه چيجوري ميشه شخصي معتاد باشه و انسان خير يا مومني هم باشه. چون وقتي ميگويند، فلان شخص آدم معتادي است، مغز ما بطور خودكار آن را در دسته منفيها قرار ميدهد، آنوقت انتظار داريم گوينده در ادامه بگويد: بنده خدا پول هم ندارد، دزدي هم ميكند، آدم بسيار بيادب و كم سوادي هم هست. ولي وقتي گوينده ميگويد: درسته كه معتاده ولي اهل كمالات هم هست و درسته كه دزدي ميكنه ولي آدم مومن و خيري هم هست، اونوقته كه گيج ميشيم. چرا ؟ چون همه چيز رو صفر و يك ميبينيم.
البته به شخصه اعتقاد دارم كه كاش همه چيز صفر و يك بود و حد وسطي وجود نميداشت تا همه چيز واضح و مشخص ميبود، ولي متاسفانه هميشه حد وسط وجود داره .. يك دكتر ميتونه كلاهبردار باشه و نمازش رو هم به موقع بخونه .. يك دزد ميتونه آدم مثبت و تحصيلكردهاي باشه در صورتي كه اهل دروغ و خيانت هم باشه .. يك كارخانه معتبر ميتونه دستگاههاي بسيار مدرن و مجهزي بسازه ولي معاون مدير عاملش ديپلم هم نداشته باشه. ميدونم همه شما اين چيزها را شنيده و ميدانيد ولي خود به خود و در عمل، آن را فراموش ميكنيد.
به عنوان مثال شخصي را ملاقات ميكنيد كه بسيار مرتب و مودب است ولي با گذشت زمان متوجه ميشويد كه اهل بلوف و دروغ و تهمت زدن هم هست .. ميخواهم اين را عرض كنم كه همه چيز در دنياي اطراف ما آنطوري نيست كه ما تصور ميكنيم. زواياي پنهان، همواره واقعيتهايي هستند كه به دور از چشم ما وجود دارند. البته منظورم از اين نوشتهها، داشتن نگاه منفي و ترديد آميز به همه چيز نبود، زيرا صفر و يك مطلق هم هميشه وجود داره ولي يك دسته جديد به نام "نيم" هم اين وسط اضافه كنيد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات
به نظر من تبعيض Ranking گوگل در مورد سايتهاي غير انگليسي زبان، اصلا كار خوبي نيست. به عنوان مثال ما هيچ سايت فارسي زباني نداريم كه Rank بالاتر از 6 (از 10) داشته باشه، اين در حاليست كه خيلي از اين سايتها از آمار روزانه بسيار بالا و محتواي فوق العاده با ارزشي برخوردارند كه اگر به زبان انگليسي توليد ميشدند، مطمئنا تا رتبه 8 و 9 نيز اميد بالا رفتنشون بود .. خب از طرفي هم بايد بهشون حق داد، به هر حال انگليسي، زبان بينالمللي هست و مخاطبانش خيلي بيشتر از زبانهاي فارسي و چيني و هندي و اسپانيولي و غيره .. شايد اگه گوگل به صورت رسمي ميومد يه جدول رتبه بندي سايت هاي غير انگليسي زبان ميداد كه مثلا رتبه 5 زبان فارسي، يعني رتبه 8 جهاني، اونوقت ميگفتيم خب عيب نداره، با اينكه تبعيض قائل شده ولي حداقل خودش بصورت شفاف اطلاع رساني هم كرده. از طرفي هم چندي پيش، گوگل طي اقدامي رتبه بسياري از سايتهاي فارسي را به يكباره كاهش داده كه نشان از تغيير مجدد الگوريتم هاي محاسبه Ranking در اين شركت داره .. كلا يك قانون كلي وجود داره كه تكنولوژي ها، سايتها ، مجامع و هر چيزي كه به نوعي زير ذره بين باشند، هر چقدر از عمرشون بيشتر ميگذره، تجربياتشون هم بيشتر ميشه و به همون نسبت قوانينشون هم سخت گيرانه تر ميشه.
به عنوان مثال، سايت Cloob كه يك جامعه مجازي هست .. در ابتداي تاسيسش امتيازاتي قائل ميشد (مثلا به ازاي هر Login به مقدار 20 امتياز به كاربر ميداد)، ولي بعد از مدتي ديگه امتياز قائل نشد كه كاربران براي خريد امتياز به حساب شركت پول واريز كنند و ممكنه در آينده به ازاي هر Login 20 امتياز هم كم كنه .. و يا به عنوان مثال روزنامه همشهري يه ضميمه داره به اسم جمعه بازار (روزهاي پنجشنبه) ، اين ضميمه در ابتداي راه اندازيش، به طور رايگان آگهي فروش اجناس دست دوم مردم رو چاپ ميكرد تا مشتري جلب كنه ، بعد كه مشترياش جمع شد، براي Blod كردن متن يه مبلغ اضافي ميگرفت، بعدش اومد گفت اگه كسي بخواد دور آگهيش يه كادر قرار بگيره بايد مقدار بيشتري پول بده و اين داستان همچنان ادامه خواهد داشت .. حالا جالبي اين قضيه اينه كه روزنامه هاي جام جم و ايران و غيره براي گرفتن آگهي با قيمت نصف و يا كمتر هزينه همشهري هم آگهي ميگيرند تا مشتري جمع كنند، و جالبتر اينه كه اگه به همون سطح برسند ديگه خدا رو هم بنده نخواهند بود و شايد نرخ هاشون از همشهري هم بالاتر بره . بنابراين هيچوقت هيچ چيز ثابت و پايدار نيست و هميشه انسان بايد قبل از بروز تغييرات كلي و سلطه قوانين، از امكانات به نحو مقتضي استفاده كنه ..
+ نوشته شده در ساعت   توسط فرشاد فكري نجات